صفحه اصلي سايت
   صفحه نخست چشم انداز آموزش فرهنگ اقتصاد صنعت رفاه بين الملل ديگران ارتباط با ما درباره ما  آرشيو 
نمایش آرشیو: // روایت نخست ، نسخه RSS آخرين اخبار   
 
مشاهده پیش نمایش چاپ   ارسال آدرس بوسیله ایمیل   افزودن به لیست علاقه مندیها   ارسال آدرس بوسیله یاهو مسنجر    امتیازدهی  
راه‌های مشارکت مردم باید مشخص شود
پنجشنبه 3 بهمن 1387
مردم بايد نقش و سهم‌شان را در اين چشم­انداز بدانند و متوجه شوند چگونه آن را ايفا كنند. اين احتياج به تبيين و اطلاع‌رساني دارد...

گفت‌وگو با مهندس مرتضي نبوي، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام.

- طرح «ترسيم سند چشم­انداز براي جمهوري اسلامي» چگونه و به چه شكلي است؟
ابتكار اين كار توسط رهبري بود. مجمع كه طبق قانون اساسي مشاور رهبري در اين كار بود، وظيفه‌ي تهيه‌ي سياست­هاي كلي را بر عهده داشت. هم‌اكنون سومين دوره­اي است كه مجمع اين وظيفه را بر عهده دارد. اين وظيفه پيش از آن هم در قانون اساسي بود، ولي توسط مجمع انجام نمي­شد. در دوره‌ي دوم مجمع بود كه رهبر معظم انقلاب به مجمع ابلاغ فرمودند «سند چشم­انداز بيست‌ساله» را تهيه كند. سابقه­‌ي كار هم اين بود كه وقتي تدوين سياست­ها را آغاز كرديم، كميسيوني در مجمع به رياست آقاي دكتر حبيبي تشكيل شد و چون در قانون اساسي «سياست كلي» آمده بود، اولين سؤالي كه مطرح شد، اين بود كه «منظور از سياست كلي چيست؟» پس از بررسي به اين نتيجه رسيديم كه سياست كلي چيزي است بين قانون اساسي و برنامه؛ برنامه­هايي كه در آينده اجرا مي‌شود. منظورم برنامه­هاي توسعه است كه از قانون اساسي الهام مي­گيرد.



 - مشكل چه بود؟ ما هم قانون اساسي و هم برنامه‌هاي توسعه را در دست داشتيم.
منظور ما از سياست نه چيزي در حد قانون اساسي، بلكه پايين­تر از آن بود كه به مقام اجرا نزديك‌تر باشد، از قانون اساسي الهام بگيرد و براي برنامه‌ريزها راه و جهت­ كلي را روشن ‌كند. قانون اساسي داراي اصول مختلفي است و  درباره‌ي اقتصاد، فرهنگ و سياست خارجي خطوط كلي دارد كه پايدار است، اما اين سياست­ها ناظر به زمان حال است و بر اساس شرايط و اقتضائات زمان تنظيم مي­شود. قبل از سياست‌گذاري، برنامه‌ريزي انجام مي‌شود، از اين رو، اين سؤال مطرح شد كه روي چه عناويني سياست­گذاري كنيم؟ كميسيوني تشكيل شد از افراد و طيف­هاي مختلف با تجربيات گوناگون؛ تجربه‌ي نمايندگي، تجربه‌ي قوه‌ي قضاييه، قوه‌ي مجريه و ... پس از آن، موضوعات مورد سؤال و موارد اختلاف نظر در جمهوري اسلامي در گذشته را فهرست‌ و اولويت‌­بندي كرديم. اين اولويت‌بندي و تعريف در جلسه‌ي عمومي مجمع تصويب شد و رهبري نيز مصوبات مجمع را تأييد فرمودند. بعد از آن، بر اساس اولويت­هاي مختلف راجع به اين عناوين سياست‌گذاري شد.

از همان ابتدا مجمع به كميسيون­هاي مختلف تقسيم شد، مثل كميسيون اقتصاد كلان و امور بازرگاني، كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي و كميسيون امور زيربنايي، كميسيون امور حقوقي و... اعضاي مجمع در اين كميسيون­ها تقسيم شدند و پس از توصيف عناوين، سياست­ها تهيه و در انتها خدمت رهبري ارائه شد.

بنابراين تهيه‌ي سياست‌ها در مسائل اقتصادي، حقوقي، زيربنايي و... بر اساس اولويت عناويني بود كه تصويب شده بود و به تأييد رهبر انقلاب رسيده بود. بعد هم برنامه مطرح مي­شد. برنامه‌ي دوم براي سياست­ها دير تهيه شده بود اما سياست‌هاي برنامه‌ي سوم براي برنامه­هاي پنج‌ساله به‌موقع تهيه شد. رهبر معظم انقلاب برنامه­هايي را كه به برنامه‌ي پنج‌ساله مربوط بود و به‌طور خاص دولت پيشنهاد مي­كرد، در اختيار مجمع قرار مي‌دادند؛ مجمع هم رويش كار مي­كرد، اصلاحات و تغييرات را انجام مي‌داد. بعد رهبري ابلاغ مي­كردند و بر اساس آن برنامه‌ريزي مي‌شد.

- نقطه‌ي عطف در تدوين سند چشم­انداز، رفع آسيب­هاي برنامه­ريزي در دوران گذشته است؟
بله. مواردي كه ذكر شد، مقدماتي بود كه به اين جا منجر شد. ابتدا ما يك سري تعاريف ارائه كرديم و بعد سياست­هاي كلي را شروع كرديم و بعد هم سياست­هاي دوره‌ي بعد را. البته سؤال‌هاي فراواني در سطح مجمع مطرح شد، مانند اين‌كه مجمع با اين روند سياست‌گذاري ممكن است حجم زيادي از سياست‌هاي كلي توليد كند، آيا جايگاه سياست­هاي كلي در اين‌جاست؟ براي اجراي اين سياست‌ها چه‌قدر قدرت اجرايي هست؟ آيا دستگاه­هاي برنامه­ريز، قانون­گذار، سياست­گذار و اجرايي مي‌توانند به اين‌ها عمل كنند؟ اجراي اين سياست‌ها چگونه پيگيري مي‌شود؟ حجم اين سياست­ها بايد چه‌قدر باشد؟ آن موقع ما براي برنامه­هاي پنج‌ساله و بودجه­هاي ساليانه سياست‌هاي كلي داشتيم كه در جريان بود. در همين زمان رهبر انقلاب به مجمع ابلاغ كردند كه شما «سند چشم­انداز بيست‌ساله» را هم تهيه كنيد. ايشان تشخيص دادند كشور به شرايطي رسيده است كه بايد چشم­اندازي را براي بيست سال آينده­اش طراحي كرد.

- آيا چشم­انداز بر سياست­هاي كلي مقدم نيست؟ بهتر نبود اول چشم­انداز را تهيه مي‌كرديم، بعد سياست­هاي كلي را متناسب با آن طراحي مي­كرديم؟
ابتداي كار ما بوديم و قانون اساسي. در اصل صد و ده قانون اساسي يكي از مسئوليت­هاي رهبري، تهيه‌ و ابلاغ سياست­هاي كلي است. بايد مقدمات را فراهم مي‌كرديم. يكي از كارهايمان تعريف سياست­هاي كلي بود. جهت‌گيري اين سياست­ها، انسجام برنامه­ها و اين كه پيشرفت كشور شتاب قابل قبولي پيدا كند و تمام امكانات در يك جهت بسيج شود، ناشي از آينده­نگرانه‌ي رهبري بود.

اين‌كه مجموعه‌ي اين تلاش­ها، يعني تعيين سياست كلي و تهيه‌ي سياست­هاي برنامه‌ي پنج‌ساله به نتيجه برسد، لازمه­اش اين است كه ما افق را دورتر از امروز و فردا ببينيم؛ به جاي پنج سال، براي بيست سال برنامه داشته باشيم، تصوير روشني از بيست سال آينده ارائه و بر اساس آن برنامه‌ريزي كنيم. بعد ساير برنامه و سياست‌ها را با آن تنظيم كنيم.

بعد از ابلاغ رهبري به مجمع درباره‌ي تهيه‌ي سند چشم‌انداز، مجمع- كه مردد بود چه‌قدر بايد سياست توليد كند، حجمش زياد باشد يا كم- سمت و سو پيدا كرد. الآن در مجمع اين يك فرهنگ شده كه هر سياستي كه بخواهيم تدوين كنيم و هر كاري كه مي­كنيم بايد ناظر به چشم­انداز و مؤيد آن باشد. به‌عنوان مثال، يكي از اوليت­هايي كه به‌ آن رسيده بوديم، تعيين تكليف اصل چهل و چهار بود كه يكي از اصول مهم اقتصادي قانون اساسي است و در آن محدوده‌ي فعاليت بخش خصوصي، بخش تعاوني و بخش دولتي مشخص مي‌شود.

اين‌كه حد و مرز دولت و بخش خصوصي كجاست؟ اقتصاد بايد متمركز باشد يا در اختيار مردم؟ از مباحث عمده‌‌اي بود كه از همان اوايل انقلاب مطرح بود. حدود شانزده سال- هشت سال دوره‌ي آقاي مهندس موسوي و هشت سال دوره‌ي آقاي هاشمي رفسنجاني- مراحل تدوين اصل چهل و چهار يك سير طولاني را طي كرد و پس از آن سند چشم­انداز تهيه شد. در حقيقت، يكي از سياست­هاي مهمي كه براي سند چشم­انداز مي­توانست كارگشا باشد، همين سياست­هاي اصل چهل و چهار بود كه طي يك مرحله‌ي طولاني و رفت و آمد بين مجمع و رهبري به نتيجه رسيد. بعد رهبر معظم انقلاب از مجمع خواستند كه الزامات چشم­انداز را هم تهيه كند. اين كار هم مراحلي نسبتاً طولاني را طي كرده و به‌تازگي در مجمع نهايي شده و خدمت رهبر انقلاب ارائه است.

- هنگام ابلاغ سند چشم‌انداز، الزامات آن مشخص نشده بود؟
نه. منتها ما بسياري از همان الزامات را در سياست­هاي برنامه‌ي پنج‌ساله‌ي جديد گنجانديم كه تكليف برنامه‌ي پنجم را روشن خواهد مي‌كرد. تحولي كه در سياست­هاي برنامه‌ي پنجم نسبت به برنامه­هاي قبلي ايجاد شد، اين است كه ما در اين سياست‌ها يك سري شاخص كمّي قرار داده‌ايم و گفتيم اين برنامه‌ي پنجم بايد در انتها به اين شاخص­هاي كمّي برسد. مثلاً شاخص توسعه‌ي انساني به يك عدد مشخص برسد. از اين گفته‌ايم كه شاخص ما در علم و فن‌آوري چگونه بايد باشد، در رشد توليد ناخالص داخلي و تورم يا اشتغال چه و... در واقع، وجه مميزه‌ي سياست­هاي برنامه‌ي پنجم نسبت به گذشته و با توجه به سند چشم­انداز، كمّي شدن آن است.

متأسفانه در برنامه‌ي چهارم كه اولين برنامه‌ي سند چشم­انداز بيست‌ساله بود، بعضي از دولتمردان مي­گفتند شما به ما شاخص نداده‌ايد كه بخواهيد كار را با آن بسنجيد. اما الآن سهم برنامه‌ي پنجم از سند بيست‌ساله روشن شده و شاخص­هايي هست كه مي‌توان با آن‌ها عملكرد دستگاه­هاي اجرايي و تقنيني را بررسي كرد تا مشخص شود كارشان چه‌قدر به اهداف چشم­انداز نزديك شده.

مي­خواهم بگويم سند چشم­انداز نقطه‌ي عطفي بود در امر سياست­گذاري. اين كار براي مجمع تشخيص خيلي راه‌گشا بود كه جهت سياست­هايش مشخص شود و از آن سردرگمي خارج شود. حالا ما فقط نيازهاي آن چشم‌انداز را تنظيم مي­كنيم، يعني سياست‌هاي منطبق با آن و الزاماتي كه شايد براي تحقق سياست­ها واجب‌تر باشد.

اين بايد فرهنگ شود كه هر كسي جايگاهش را در توسعه و پيشرفت توأم با عدالت پيدا كند و نقش خودش را بازيابد. همه براي خودشان در زندگي فردي و خانوادگي و تحصيلي و كارهاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي، برنامه‌ و افق بيست‌ساله داشته باشند. همه‌ي نيروها و امكانات بسيج شوند براي اين‌كه در 1404 ايران به اهداف چشم­انداز برسد.

- در زمينه‌ي پايه و پشتوانه‌ي علمي سند چشم­انداز، آيا مجمع به‌عنوان مسئول تدوين سند، مطالعات مستقلي را انجام داده يا مطالعات از پيش صورت گرفته را جمع­آوري كرده و به تدوين اين سند پرداخته است؟
هر دو كار انجام شده؛ هم مطالعات قبلي جمع­آوري و استفاده شده و هم خود مجمع از دبيرخانه گرفته تا ساير بخش‌هاي كارشناسي، مطالعات گسترده­اي كردند. مثلاً اسناد چشم­انداز درازمدت و تعاريف كشورهاي مختلف را مطالعه شده است. سعي شده از تجربيات كشورهايي مثل ژاپن، آمريكا، چين، كشورهاي مختلف اروپايي و حتي كشورهاي آسياي جنوب شرقي مثل مالزي استفاده شود.

بنابراين سند از پشتوانه­هاي علمي كاملاً خوبي برخوردار است. مطالعاتي كه به اين سند منجر شد، در قالب كتابي به همت آقايان دكتر محسن رضايي و دكتر مبيني منتشر شده است. مباني علمي چشم‌انداز را در اين كتاب آمده است.

چشم­انداز واژه­اي است كه در برنامه­ريزي­هاي استراتژيك جايگاه دارد. چيزي كه ما در برنامه‌ريزي استراتژيك با آن مواجه هستيم، تعريف مأموريت­ها است. مأموريت­هاي نظام جمهوري اسلامي در قانون اساسي تعريف شده است. بعد از مأموريت­، بحث ارزش­ها هست. ارزش­هايمان هم در قانون اساسي هست، هم حضرت امام (رضوان الله تعالي عليه) در زمان حيات و در وصيت‌نامه‌شان و رهبر انقلاب در سخنان و پيام‌هايشان، ارزش­هاي نظامي را روشن كرده‌اند. اين ارزش‌ها بر اسلام،  قرآن، مكتب اهل بيت و قانون اساسي مبتني است. اين ميراث كه از آثار حضرت امام باقي مانده و رهبر معظم انقلاب آن را تبيين و نوآوري مي­كنند.

تهيه‌ي چشم‌انداز در مرحله‌ي پس از مشخص شدن مأموريت­ها و ارزش­ها قرار مي‌گيرد. اين مسير برنامه­ريزي استراتژيك است. در تعريف مأموريت­ها به اين سؤال پاسخ مي­دهيم كه «ما براي چه هستيم؟» در ارزش­ها پاسخ به اين سؤال مطرح مي‌شود كه «به چه چيزهايي معتقديم؟» و در چشم‌انداز مي­گوييم «در يك افق مشخص، مي­خواهيم چه بشويم؟» اكنون سومين مرحله هم انجام شده است. در مرحله‌ي بعد بايد به اين سؤال پاسخ بدهيم كه «چگونه مي‌خواهيم به آن اهداف و چشم­اندازي كه تصوير كرديم، برسيم؟» اين‌جا سياست­هاي كلي تعريف دقيق­تري پيدا مي­كنند نسبت به تعريف اولي كه داشتيم. اين‌جا سياست­ها جنبه‌ي راهبردي پيدا مي­كند و تعريف ما نسبت به آغاز كار، دقيق­تر مي­شود. با تعيين چشم­انداز، ما براي سياست­هايمان تعريف دقيق­تري داريم. چون براي رسيدن به هدف، سياست­هاي كلي ما بايد جنبه‌ي راهبردي داشته باشد.

- سياست­هاي راهبردي بازبيني هم شده است؟
بايد بازبيني كنيم. حتي براي سياست­‌گذاري‌هاي جديد. يعني در الزامات و در سياست­هاي برنامه‌ي پنجم با اين نگاه پيش رفتيم كه اين‌ها جنبه‌ي راهبردي داشته باشد و حرف­هايي كلي نباشد كه قابل تعبير و تفسير باشد و هر كسي بتواند بگويد من به آن عمل كرده‌ام.

شاخص­هاي كلان براي همين است. در برنامه‌ي پنجم سعي كرديم سياست­هايمان از حالت كلي‌گويي خارج شود و جنبه‌ي راهبردي داشته باشد. دولت­ها انتقاد مي­كردند كه شما بايد براي ما راهبرد مشخص كنيد. ما طي همان مراحل برنامه­ريزي استراتژيك سعي كرده‌ايم در برنامه‌ي پنج‌ساله‌ي پنجم اين خلأها را پر كنيم. الآن در حال تعريف شاخص­هاي كلان هستيم. الزامات را هم تدوين كرده‌ايم. تقريباً مي‌توان گفت راه فرار را براي دستگاه­هاي اجرايي و قانون­گذاري بسته‌ايم. هر دولت و مجلسي كه مي­خواهد سر كار بيايد، بايد در مسير مشخص پيشرفت و عدالت حركت كند.

- سند نهايي كه مجمع به رهبري ارائه كرده بود و سندي كه رهبري ابلاغ كردند، تفاوت‌هايي با هم دارد. اعمال نظرهاي رهبري در كجا بوده و شما آن را چگونه تحليل مي‌كنيد؟
رهبري در همان متن اصلي سند ما اضافه‌ي خيلي دقيقي داشتند. سندي كه ما تهيه كرده بوديم، اين بود كه ايران در افق چشم­انداز 1404 كشوري است توسعه‌يافته و از نظر اقتصادي و علمي و فن­آوري مقام اول را در منطقه‌ي آسياي جنوب غربي دارد و براي جهان اسلام الهام‌بخش است با تعامل مؤثر و سازنده در روابط بين­الملل. رهبر انقلاب عبارت «با حفظ هويت اسلامي و انقلابي» را به اين متن اضافه كردند. البته ما اين عبارت را در توضيحات سند داشتيم، اما ايشان اين عبارت را به متن اصلي سند اضافه كردند. همچنين ما راجع به هويت، در توضيحات مطالبي داشتيم كه «متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن» اما ايشان عبارات «متعهد به انقلاب و نظام» و «با هويت اسلامي و انقلابي» را هم در متن اضافه كردند.

- هويت انقلابي با توسعه‌يافتگي چگونه جمع مي‌شود؟ توسعه در نگاه متعارف كارشناسان، يك گام بعد از انقلاب است.
براي من روشن نيست­ كه چه مغايرتي با هم دارند.

- اين ديدگاه مي‌گويد ما دگرگوني انقلابي را پشت سر گذاشته‌ايم و حالا بايد به پايداري در توسعه برسيم. برنامه‌ي توسعه و سند چشم­انداز تدوين مي‌شود تا از هرج و مرج انقلابي فاصله بگيريم و به يك ثبات پايدار برسيم. اين‌ها در ظاهر با هم سازگار نيستند.
فكر مي­كنم اين حرف مبناي درستي ندارد. معنايي كه غربي‌ها از توسعه ارائه مي‌دهند «Development» به معناي «تغيير» است و اصولاً توسعه معادل تغيير و پوست انداختن است. البته تغيير مورد نظر غربي‌ها جهت ندارد و آن‌ها هر تغييري را توسعه مي­دانند گرچه ضدّ انسانيت باشد. اصولاً تغيير را توسعه مي­دانند. ما هم نمي­خواهيم ساكن باشيم، بنابراين به توسعه توجه مي‌كنيم. يعني دائم در حال تغيير هستيم اما تغيير در جهت پيشرفت و كمال يافتن؛ در جهت نزديك شدن به ارزش­هاي الهي كه محدود نيست. اين يك حركت و تغيير دايمي است.

- از ديدگاه شما توسعه با انقلاب هم‌خانواده است؟
با انقلاب هم­خواني دارد. اگر روحيه‌ي انقلابي نداشته باشيم، راكد مي­شويم، در حالي كه در امر توسعه مي­خواهيد مدام تحول پيدا كنيد. اين‌جا توسعه توأم با تحول است، يعني بايد روحيه‌ي تحول‌خواهي باشد كه تا هيچ وقت راضي به وضع موجود نباشيم و هميشه خودمان را ببريم به سمت جامعه­اي كه به اهداف بزرگ‌تري مانند عدالت جهاني و امنيت جهاني فكر مي‌كند.

- بحث الزامات سند مطرح شد. به قول شما اين پازلي است كه بايد براي تحقق سند چشم­انداز نياز داريم. غير از خود سند، الزمات، سياست­هاي كلي، راهبردها و شاخص­ها، بحث مهم­تري مطرح مي­شود كه همه‌ي اين‌ها چيزي از جنس قانون يا برنامه است و هنوز با مقام اجرا فاصله دارد. ضمانت اجرايي سند چيست؟ نظارت بر عهده‌ي چه كسي است؟
هنگام تهيه‌ي الزامات، اين يك سؤال جدي براي ما بود. ما از اول انقلاب دستمان توي كار بود و در دولت و مجلس و... بوديم. چندتا برنامه‌ي پنج‌ساله نوشتيم و در آستانه‌ي برنامه‌ي پنجم بوديم اما مي­ديديم اين برنامه­ها، خيلي با آن سياست­هاي كلي كه نوشتيم، ارتباط ندارد. از سوي ديگر، بودجه­هاي ساليانه كه برنامه‌ي يك‌ساله هستند، به برنامه‌ي پنج‌ساله خيلي ربط ندارند؛ در حالي كه طبق منطق بايد بودجه‌ي هر سال به‌طور متوسط يك‌‌پنجم اهداف برنامه‌ي پنج‌ساله را تحقق دهد. برنامه‌ي پنج‌ساله هم محقق‌كننده‌ي سياست­هاي كلي باشد كه برايش تهيه شده.

سياست­هاي كلي، واقعاً كلي و قابل تحليل و بررسي دوباره بود. هر كسي مي­توانست ادعا كند كه من به اين‌ها عمل كرده‌ام. البته بعضي­ جاهايش كاملاً روشن بود. مثلاً سال­هاست ما يك سياست كلي داريم كه مي‌گويد وابستگي بودجه­هاي جاري دولت به نفت بايد كم شود. خب، اين قابل اندازه‌گيري نيست كه تحول پيدا نكرده. يكي از دغدغه‌ها اين بود كه اگر خلأ اين‌ها را برطرف كنيم، چشم­اندازي خواهيم داشت كه در آن اين عبارات قابل تغبير نيست، كميت‌پذير است، مغلق هم نيست و روشن است. پنج عنوان دارد و تكليف ما را در اقتصاد، علم، سياست خارجي و فرهنگ مشخص كرده است. حتي در زمينه‌ي توسعه تعريف داريم كه ايران چگونه كشوري توسعه‌يافته است؟

حالا به قول شما چه ضمانتي دارد وجود دارد كه دستگاه­هايي كه بايد اين‌ها را اجرا كنند، به آن عمل كنند؟ يعني مطمئن باشيم كه دولت و مجلس در همين چارچوب عمل كرده‌اند؟ مي‌توان گفت دولت‌ها و مجلس‌هاي ­ما نگاه دورانديشانه‌اي ندارند؛ بيش‌تر گرفتار مشكلات هستند و نگاهشان كوتاه‌مدت و ناظر به وضع موجود است. براي اين‌كه اين اتفاق نيافتد، ضمانت اجرايي چيست؟ ما  در كميسيون موارد خاص خيلي روي اين مسئله كار كرديم و در اولين بندي كه در الزامات تصويب كرديم، گفتيم يك ساختار و سازوكاري به وجود مي­آيد كه به تصويب رهبري مي­رسد و اين ساز و كار به‌دقت پي­گيري مي­كند كه آيا آن‌ها رعايت شده يا نشده است؟

- اين يك نهاد جديد است؟
مي­تواند احاله شود به يكي از ساختارهاي موجود يا اين‌كه سازوكاري جديد تعريف شود. سند چشم‌انداز را رهبر معظم انقلاب ابلاغ فرمودند. در حقيقت، متولي اين سند خود رهبري هستند. اصل صد و ده قانون اساسي هم مي­گويد كه در رأس سياست­هاي كلي‌ و مسؤول حسن اجراي آن، رهبر انقلاب است. اين پيش‌بيني شده كه اگر رهبري با اين پيشنهاد موافقت كردند، مجمع سازوكاري را پيشنهاد ­دهد و رهبر معظم انقلاب با اصلاح يا عيناً تصويبش كنند و طبق آن، نهادي ايجاد شود كه اين مسئوليت را به عهده بگيرد. اين نهاد نظارت مي­كند كه دولت، مجلس يا قوه‌ي قضاييه در مسير حركت مي­كنند يا نه.

- پنج سال از ابلاغ سند مي­گذرد. يك برنامه را هم پشت سر گذاشته‌ايم و در آستانه‌ي برنامه‌ي پنجم هستيم. عده‌اي معتقدند در سال­هاي اول سند چشم‌انداز بايد فرهنگ­سازي شود. نهادها، نخبگان، طبقه­ي سرمايه­گذار و ديگر اقشار جامعه بايد اين را به‌عنوان يك فرهنگ بپذيرند و بعد به سمتش بروند. خب، اين مدتي طول مي­كشد. عده‌اي ديگر، به‌‌خصوص در دستگاه­هاي تصميم‌گيري و اجرايي كه اداره‌كنندگان كشور هستند، معتقدند در قدم­هاي اول چشم­انداز، ما زمان زيادي را از دست داده‌ايم. معلوم نيست بتوانيم در سال­هاي به اين راحتي برگرديم و بتوانيم اين تأخيرها را جبران كنيم. شما وضعيت­ را چگونه ارزيابي مي­كنيد؟ پس از گذشت پنج سال از برنامه، چگونه مي‌توان ارزيابي كرد كه در چه وضعيتي هستيم و براي شتاب دادن به پيشرفت چه بايد كرد؟
توسعه يا پيشرفت در كشور، فرآيند پيچيده­اي را طي مي‌كند و به‌تدريج كامل مي­شود. ما تجربه‌ي گذشته‌ي چنداني نداشتيم و نمي­خواستيم كه عيناً الگوهاي غربي را هم پياده بكنيم. با استفاده از تجارب علمي و متناسب با شرايط كشورمان سعي كرديم توسعه را متحول كنيم و برنامه داشته باشيم، برنامه‌ي بيست‌ساله. برنامه‌ي پنج‌ساله در زمان جنگ هم مطرح بود اما مجلس شرايط جنگي كشور را در نظر گرفت و اعتقاد داشت در اين شرايط نمي­شود از يك برنامه‌ي پنج ساله صحبت كرد. بنابراين بايگاني‌اش كردند.

جنگ تمام شد و در دولت آقاي هاشمي رفسنجاني اولين برنامه‌ي پنج‌ساله تصويب شد. بايد شرايطي فراهم مي­شد تا بتوانيم به جاي بودجه‌ي ساليانه از برنامه‌ي پنج‌ساله صحبت كنيم. بعد از چند تجربه‌ي برنامه‌ي پنج‌ساله، آمديم سراغ برنامه‌ي بيست‌ساله اما لوازمش را از قبل تهيه نكرده بوديم. به‌تدريج و با مطالعه و مشاهده‌ي وقايع، حلقه­هاي مفقوده را تأمين كرديم. البته هنوز هم كامل نشده و بسته‌ي كاري ما هنوز حلقه­هايي دارد كه بايد به آن اضافه شود. يكي از الزامات مهم، سياست­هاي اصل چهل و چهار بود، ولي در مورد اقتصاد اين همه‌ي كار نيست. لايحه‌ي اصل چهل و چهار تهيه شد اما چون بين مجلس و شوراي نگهبان اختلاف بود، مدتي طول كشيد و در نهايت به مجمع آمد. در مجمع هم زمان زيادي طول كشيد تا به نتيجه رسيد. اين اولين قدم است. ما به قوانين مادري نياز داريم كه با اين اصل ارتباط دارد و بايد بازبيني شود. مثلاً قوانين ضدّ انحصار، قوانين بازارهاي مالي، تجديد نظر در قانون تجارت را لازم داريم.

- اين فرآيند بايد در مجلس طي شود يا در مجمع؟
اين‌ كار را بايد دولت و مجلس انجام دهند. البته آماده شدن و ابلاغ الزامات چون ما در مجمع درگير كارهاي ديگري هم بوديم، خيلي طولاني شده است. هنوز بعضي از اصول قانون اساسي هست كه ما راجع به‌ آن‌ها سياست­گذاري مشخص نكرد‌ه‌ايم، مثلاً اصل چهل و پنج هم در مسائل اقتصادي اصل مهمي است كه به انفال برمي­گردد.

در همان سياست­هاي اصل چهل و چهار، يكي از مسائل مهم در امر توسعه، مسئله‌ي منابع نفتي است. امروز تقريباً يك اتفاق نظر وجود دارد كه ما از درآمد نفتمان خوب استفاده نكرد‌ه‌ايم. زماني كه درآمد نفتمان بالا رفت، ما دچار تورم و ركود شديم و وقتي پايين آمد هم گرفتار شديم. اين نشانه‌‌ي آن است كه از اين منبع خداداي بد استفاده كرده‌ايم. سال­ها است كه رهبر انقلاب مي­گويند كه وابستگي به نفت را بايد كاهش دهيم و قطع كنيم اما  اين اتفاق نيفتاده.

ما سرنخ‌هايي را در سياست­هاي برنامه‌ي پنجم و الزامات گذاشتيم، اما فكر مي­كنم كار اساسيمان اين باشد كه ما همان طور كه براي اصل چهل و چهار سياست نوشتيم، براي اصل چهل و پنج هم كه به انفال برمي­گردد، سياست بنويسيم. تأمين اين حلقه­ها زمان مي­برد، تجربه مي­خواهد و براي انجام آن مطالعه لازم است تا بتوان گفت ما در مسير حركت مي­كنيم و حركتمان قهقرايي نبوده است.

جمهوري اسلامي كه مولود انقلاب اسلامي است قدم به قدم رو به جلو مي­رود، نيازهايش را احساس مي­كند و در مقام تأمين نيازهايش برمي­آيد. وقتي نگاه مي­كنيم، مي­بينيم كه امروز ديگر نمي­توانيم ايران را با سي سال پيش مقايسه كنيم. جمهوري اسلامي خيلي از نيازهايش را تأمين كرده و اين‌ كارها در مسير تكميل نيازهاست. اين حركت هم‌چنان ادامه دارد.

- روي سندهاي ديگري كه در پيوند با سند چشم­انداز هستند و در همان افق تدوين مي­شوند، مثل سند مهندسي فرهنگي يا نقشه‌ي جامع علمي كشور كه بعد از چشم­انداز آن‌ها را تهيه و تدوين مي‌كنيم، چه‌قدر كار شده تا در همان مسير باشند؟
نقشه‌ي مهندسي فرهنگي يا نقشه‌ي علمي كشور را رهبر معظم انقلاب از شوراي عالي فرهنگي خواسته‌اند. اين شورا متولي امر فرهنگ در كشور هست و آن‌ها بايد پاسخ‌گويش باشند. چيزي كه در سند چشم­انداز روشن كرده‌ايم، اين است كه ما بايد تا 1404 در منطقه جايگاه اول علمي و فن­آوري را به دست بياوريم. ما مي­خواهيم در جهان اسلام الهام‌بخش باشيم يا روي مردم‌سالاري ديني تأكيد شده. طبيعتاً شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد بر اساس اين سند چشم­انداز، مهندسي فرهنگي و نقشه‌ي جامع علمي كشور را تهيه كند.

در مجمع نيز ما با استفاده از همين كارهايي كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي و در شوراي عالي آموزش و پرورش انجام شده، سياست­هاي فرهنگي اصل چهل و چهار را در دستور كار كميسيون فرهنگي داريم. هم‌چنين با استفاده از مطالعات شوراي عالي آموزش و پرورش و شوراي عالي انقلاب فرهنگي، به سياست­هاي آموزش و پرورش خواهيم پرداخت.

- بررسي و نظارت بر سياست‌هاي كلي مربوط به قوانيني مثل قانون كار، تأمين اجتماعي، بيمه، نظام بانكي و... در حيطه‌ي وظايف مجمع قرار مي­گيرد يا در نهادهاي تصميمي يا اجرايي بايد بررسي شود؟
اين‌ها قاعدتاً كار دولت و مجلس است، اما نظارتي مي­خواهد تا بررسي كند آيا كسي دنبال پر كردن اين خلأها هست يا نه. مسير درست است يا نه. اين‌ها برمي­گردد به همان بند اول الزاماتي كه عرض كردم. در دوره‌ي چهارم كه من نماينده‌ي مجلس بودم، طي مطالعاتي كه در مركز پژوهش­هاي مجلس داشتم، به اين نتيجه رسيدم كه ما در كشور يك خلأ نهادي داريم. براي فرهنگ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي را داريم، براي امر خارجي و مسائل امنيتي، شوراي عالي امنيت ملي را داريم، اما در امر ”توسعه” نهادي نداريم كه تمام ساختارهاي كشور را هماهنگ و همه را بسيج كند.

چون امر توسعه امر همه‌جانبه است، نظارت بر آن نيز شامل خواهد بود، اما اين نهاد‌ مزاحم نهادهاي كنوني نيست. شوراي عالي انقلاب فرهنگي سياست­هاي فرهنگيش بايد ناظر به سند چشم­انداز و سياست­هاي كلي باشد كه مجمع تعيين مي­كند و توسط رهبري ابلاغ مي­شود. سياست­هايي كه مجمع تهيه مي­كند و رهبري ابلاغ مي­كند، براي همه لازم‌الاجرا است، من‌جمله شوراي عالي انقلاب فرهنگي يا شوراي عالي امنيت ملي. مجمع در اين كار بازوي كارشناسي و مشاورتي رهبر است. حالا مي‌توان نهاد جديدي هم پيشنهاد كرد براي مديريت توسعه. اين نهاد مثل شوراي عالي امنيت ملي، مي‌تواند نهادي باشد فراقوه­اي كه رؤساي سه قوه در آن عضو باشند و تصميماتش به تأييد رهبري برسد. در اين نهاد براي نظارت ايجاد مي‌شود و خلأها را با كارشناسي تشخيص مي­دهد و از دستگاه مي­خواهد كه آن‌ها را برطرف كنند.

- پنج سال از ابلاغ سند گذشته اما خيلي از مردم چندان با آن آشنا نيستند و يا دست‌كم اين هنوز به يك مطالبه‌ي جدي و فراگير تبديل نشده است. وظيفه‌ي مردم را نسبت به سند چشم­انداز چيست؟ چه پيشنهادي براي انگيزه‌بخشي و مشاركت‌دهي بيش‌تر مردم داريد؟
بند دوم الزامات سند، ناظر به همين فرهنگ­سازي است. يكي از الزامات چشم­انداز اين است كه بايد به يك فرهنگ و گفتمان غالب يا به تعبير شما به يك مطالبه‌ي عمومي در جامعه تبديل شود. اگر هم مسئول يا نهادي نخواهد بر اساس سند عمل كند، بايد تحت فشار افكار عمومي مجبور باشد خود را در مسير قرار دهد. فرهنگ­سازي كار كيست؟ كار رسانه­ها. من تلاش­هايي كردم تا در صدا و سيما راجع به اين قضيه برنامه­سازي شود. در صدا و سيما هم كارهايي در حال شروع است تا به انواع مختلف و با استفاده از هنرهاي تصويري و نمايشي بتوانند اين را فرهنگ­سازي كنند. به‌يقين، خود اين فرهنگ‌سازي، يكي از ضمانت­هاي اجراي سند است. ضمانت فقط در چارچوب دستورالعمل‌ها و قانون‌ها نيست. خواست عمومي، خودش يك ضمانت است.

مردم هم بايد جاي خودشان را در اين چشم­انداز بدانند و ببينند سهم خودشان چيست و چگونه مي‌توانند آن را ايفا كنند. اين احتياج به تبيين و اطلاع‌رساني دارد. راه­هاي مشاركت براي مردم، به‌خصوص جامعه‌ي جوان ما در امر توسعه، بايد از مسيرهاي قانوني باز شود. متأسفانه گره­هاي قانوني كه مانع فعاليت­هاي آزاد اقتصادي مردم است، هنوز برداشته نشده است. هزار جور قيد و بند و مانع وجود دارد. هنوز در بدنه‌ي دستگاه­هاي دولتي ما گرايش به تمركز كارها وجود دارد تا كارها را واگذار نكنند. بدنه‌ي بوروكراسي كشور هم بايد آموزش داده شود تا همان طور كه رهبر انقلاب در سياست­هاي اصل 44 ابلاغ كردند، نقش دولت در اقتصاد، فقط سياست­گذاري، نظارت و هدايت باشد، نه بنگاه­داري. از اول انقلاب دولت كارش را در تصدي­گري توسعه داده و حجمش را زياد كرده است. الآن بنگاه­داري دولت در اقتصاد يك نظريه­ي شكست‌خورده است.

بايد براي فرهنگ­سازي سرمايه­گذاري شود. من شنيده‌ام در مالزي همه از برنامه‌ي 2020 تصويري مشخص دارند؛ از راننده‌ي تاكسي و مسؤول آسانسور گرفته تا مدير يك سازماني بزرگ، هرجا كه مي‌رويد، همه از بيست بيست صحبت مي­كنند؛ برنامه‌ي بيست سال آينده. ماهاتير محمد از مجلس مالزي خواست بودجه‌اي قابل توجه و چند ميليارد دلاري به اين كار اختصاص داده شود و همين‌طور هم شد، تا اين را تبديل به يك فرهنگ كنند. اما در ايران، سند چشم‌انداز حتي در بدنه‌ي رسمي و دولتي و در ميان مسؤولان هم غريبه است. مثل اين‌كه بعضي‌ها هم به نوعي اين سند را مزاحم كارشان مي‌دانند و مي­خواهند هر كاري دلشان مي­خواهد بكنند.

  ارسال نظر
نام :
ایمیل :  نمایش برای همه ؟
کد امنیتی : اگر عدد را نممی بینید ، صفحه را ریفرش کنید :  
نظر شما در مورد این خبر :
  عناوین ویژه »

تولید نفت در افق 1404 از 5 میلیون بشكه در روز فراتر می‌رود
101 سال از عمر توليد نفت در كشور ما مي‌گذرد و تاكنون 68 ميليارد بشكه نفت استخراج شده و بر اساس سند چشم انداز 20 ساله در افق 1404 بايد توليد نفت را به 5 ميليون و 300 هزار بشكه در روز برسانيم.

اقتصاد ملی و سند چشم‏ انداز 20 ساله
نويسنده‌ي اين مقاله، با تشريح چشم‏انداز بيست ساله‌ي اقتصاد ملي كشور به مقايسه اقتصاد ايران قبل و بعد از انقلاب، طبق ديدگاه‌هاي امام خميني مي‌پردازد.

آفتاب گرم و گیرای ایران 1404
17سال، واقع‌بينانه‌ترش مي‌شود 16سال. به عبارتي چهار دوره رياست جمهوري. 16سال تا آفتاب گرم و گيراي ايران 1404. چهار دوره تا ايران 46 ساله با انقلابي يگانه و به عمر نيم قرن...

با روند موجود تحقق چشم انداز امكان پذیر نیست!
ميرحسين موسوي با اشاره به سرعت رقباي ايران در توسعه، اول شدن کشورمان در پايان سال 1404 بين کشورهاي رقيب را ناممکن دانست.
مرتضی نبوی:
راه‌های مشارکت مردم باید مشخص شود
مردم بايد نقش و سهم‌شان را در اين چشم­انداز بدانند و متوجه شوند چگونه آن را ايفا كنند. اين احتياج به تبيين و اطلاع‌رساني دارد...

متن کامل برنامه‌ي پنجم توسعه

اينجا وبلاگ‌نيوز است، شما يک وبلاگ‌نويس حرفه‌اي هستيد

متن کامل سند چشم انداز بيست‌ ساله‌

پرونده‌اي براي معنويت

جديدترين گزارش شاخص‌هاي توسعه انساني سازمان ملل

ايران در جهان

All rights reserverd by Irane 1404 . Powered by Nastooh News
بازنشر الکترونیکی و مکتوب با حفظ نام "ایران 1404" بلامانع است